پرش به محتوا

بایگانی

دسته بندی: کتاب

کتاب های سال ۹۶

امسال من طبق برنامه کتاب های خیلی بیشتری خواندم. کتاب هایی که یادم مانده است را در اینجا نوشته ام.

  • آنک آن یتیم نظر کرده – داستان زندگی پیامبر – این داستان قبل از میلاد پیامبر شروع می شود و تصویر بهتری از شرایط و زمان و مکان به ما می دهد.
  • ابن مشغله – نادر ابراهیمی – کتابی که خیلی دوست داشتم.
  • ولایت فقیه / امام خمینی
  • شماس شامی – مجید قیصری – یک کتاب معمولی
  • کمی دیرتر / سید مهدی شجاعی
  • درس هایی که امام حسین به انسان ها اموخت / عبدالکریم هاشمی نژاد – بررسی تاریخی حوادث عاشورا و بعضی شبهات – وقتی یک بررسی دقیق تاریخی نسبت به حوادث عاشورا داشته باشید خیلی از سوالات خود به خود حل می شود.
  • اثر مرکب – دارن هاردی
  • ده روز با رهبر – سفر سیستان – رضا امیرخانی
  • قیدار – رضا امیر خانی
  • ده روز با داعش – دولت اسلامی از درون – یورگن تودنهوفر
  • نصرالله – محمدرضا زائری
  • زندگی حسینی – محمدرضا زائری – مقالات
  • نامیرا – صادق کرمیار
  • غنیمت – صادق کرمیار
  • ابوذر – دکتر شریعتی – این کتاب را هم خیلی دوست داشتم. تا جایی که یادم هست منبع اصلی این کتاب یک نویسنده سنی است و در نتیجه فضا کمی متفاوت از تصور شیعه است و اتفاقا این خوب است.
  • نفحات نفت – رضا امیرخانی
  • کیمیا خاتون – سعیده قدس – داستانواره ای از زندگی دختر مولانا و برخورد شمس و مولانا و… به نظرم برای شناخت شمس و مولانا برای شروع خوب است.
  • جستارهایی در باب عشق – آلن دو باتن
  • ته خیار – هوشنگ مرادی کرمانی – داستان های کوتاه – می شود یک بار خواندش. اشارات و فضاسازی های جالبی داشت بعضا.
  • مربای شیرین – هوشنگ مرادی کرمانی – یک داستان کوتاه ۸۰ صفحه ای – فوق العاده شیرین و ملیح
  • شما که غریبه نیستید – باز هم هوشنگ مرادی کرمانی – داستان زندگی هوشو (ینی همون هوشنگ)
  • کویر – دکتر شریعتی
  • مکان های عمومی – نوشته نادر ابراهیمی – اتلاف وقت – ارزش یک بار خواندن هم ندارد.
  • تضادهای درونی – نوشته نادر ابراهیمی – اتلاف وقت – ارزش یک بار خواندن هم ندارد.
  • با سرودخوان جنگ در خطه نام وننگ –  نادر ابراهیمی  کتاب ضعیفی بود به نظرم. حرفی برای گفتن نداشت
  • نظریه انتخاب – ویلیام گلاسر – در باب کنترل درونی و بیرونی – کتاب روانشناسی زندگی است اصولی و روشمند است نه از آن کتاب های بازاری تیپ موفقیت.
  • آینده آزادی – فرید زکریا –
  • فلسفه و هدف زندگی – علامه محمد تقی جعفری – این کتاب فوق العاده بود. البته خیلی نفهمیدم. باید حداقل ۲ بار دیگر بخوانمش. اگر مثل من احساس گمگشتگی می کنید حتما بخوانید. اگر احساس گمگشتگی ندارید که حتما تر بخوانید.
  • تربیت فرزند از نظر اسلام – استاد اخلاق آیت الله مظاهری
  • پدر، عشق، پسر – سید مهدی شجاعی (خیلی جالب نبود. باید یک نفر توانمند با صدا و اجرای خوب بیاد این کتاب رو اجرا کنه. وگرنه به راحتی نمیشه باهاش ارتباط گرفت و فضا ها رو تصور کرد، چون خیلی بی مقدمه رفته وسط حادثه)
  • بهم میاد – رنده عبدالفتاح – یک کتاب در مورد یک نوجوان استرالیایی مسلمان فلسطینی الاصل که حالا در س ۱۶ سالگی می خواهد حجاب انتخاب کند. چالش ها و نگرانی ها و استرس و فشارهای درونی و بیرونی زیادی را باید تحمل کند. به نظر من خوندن این کتاب لازم است. برای هر پدر مادری لازم است تا با دغدغه ها و نگرانی های دخترش بیشتر آشنا بشود. بخصوص که تا ۱۰-۱۵ سال آینده با روند فعلی احتمالا خیلی دختران با حجاب نخواهیم داشت و انتخاب حجاب هر روز سخت تر خواهد شد و باید خیلی هزینه ها کرد و از خیلی چیزها گذشت.

کف خیابون – مستند داستانی – در این مورد عمدا توضیح نمی دهم.

یه سری کتاب های اشتباه هم این وسط بود که بعد از خوندن ۳۰-۴۰ صفحه به نتیجه رسیدم که کاملا انتخاب های اشتباهی بودند که دیگه اسمشون رو هم در این لیست نیاوردم.

من امسال از هر نویسنده ای که کتابی شروع می کردم و خوشم می آمد سعی می کردم کتاب های شاخصش را هم بخوانم.

مثلا هوشنگ مرادی کرمانی، نادر ابراهیمی، محمدرضا زائری و این اواخر هم که علامه جعفری را کمی شناخته ام، مجذوبش شده ام. من هر شخصیتی را که مجذوبش می شوم سعی می کنم آثار بیشتری صوتی و تصویری و مکتوب از او ببینم و کمی با او زندگی می کنم.

علامه عسگری، دکتر فرامرز رفیع پور و اثارشان هم در این لیست قرار گرفته است. برای سال جدید احتمالا از فضای رمان و داستان فاصله بیشتری می گیرم. احساس می کنم کم کم این ظرفیت برای کتاب های کمی جدی تر دارد به وجود می آید.

یک سری نویسنده های خارجی که البته بیشتر در حوزه مدیریت و اقتصاد رفتاری و روانشناسی و اینها مانند پیترسنگه، دراکر، دن آریلی، دنیل پینک و… هست که سال ۹۷ جدی تر دنبال می کنم.

البته نکته ای که لازم می دانم توضیح بدهم این است که: من احساس می کنم وقتی کتاب های مدیریتی و روانشناسی و اقتصادی نویسندگان غربی را می خوانم بخصوص وقتی چند تا پشت سر هم باشد، شاید کمی از فضای معنویت فاصله می گیرم  و قشنگ جریان و حرکت مادی گرایی را درون خودم احساس می کنم و به نوعی جهان بینی و مکتب فکری شان در من رسوب می کند که نمی خواهم. مثلا خوب یادم هست که من تعریفی ملایم تر از سکولاریسم داشتم و کمی به آن تمایل داشتم همینطور در مورد لیبرالیسم.

ولی حالا رویکردی که دارم (و نمی دانم چقدر مفید می تواند باشد) این است که یکی در میان با کتابهای فلسفی و اعتقادی و اخلاقی و ایرانی اسلامی ان کتاب ها را هم بخوانم و هم زمان نگاهی انتقادی داشته باشم و تمام حرفهایشان را به عنوان وحی منزل نپذیرم و بیشتر بررسی کنم.

در این بین یک سری افراد و آثارشان را هم حذف کردم، که البته الان فقط یک نفر در ذهنم مانده است. من تا مدت ها “ما چرا عقب مانده ایم؟” و “غرب چگونه غرب شد؟” در لیست خرید کتابهایم بود. که با دیدن چندین مصاحبه از نویسنده به این نتیجه رسیدم که نویسنده فردی کاملا متعصب و البته عصبی است و به شدت سوگیری ذهنی دارد و ارزش وقت گذاشتن ندارد و مطالعه آثارش فقط بار منفی خواهد داشت و باید هم زمان کلی بررسی های تاریخی بکنم تا به یک نتیجه گیری برسم. دلیل بعدی حذف این بود که این موضوعات از جایی به بعد از اولویت هایم خارج شد. شاید یک روز دوباره به لیستم اضافه شوند.

***امیدوارم سالی خوب و پر از خیر و برکت داشته باشید.

تربیت فرزند ، اقتصاد فریب و بازار آزاد

در روایات دارد پیامبر اکرم (ص) رد می شد میوه فروشی میوه داشت، اما میوه ها برق و جلا داشت، پیامبر جلب شدند رفتند سر میوه ها دیدند آب روی میوه ها ریخته است و برق و زیبایی مال آب است،به او گفتند: چرا این کار را کردی، چرا این میوه زیر و رو دارد، گفت یا رسول الله باران آمد و اینجور شد، پیامبر فرمود چرا هم نزدی، بعد فرمودند: ((من غشنا فلیس منا)) هر کس مسلمانی را گول بزند مسلمان نیست، حتی بعضی بزرگان اشکال می کنندکه چراغ بزنند در مغازه، چون چراغ زرق و برقی به پارچه و میوه می دهد و همین اشکال دارد.

تربیت فرزند از نظر اسلام – استاد اخلاق آیت الله مظاهری

به نظر شما چرا چنین مطلبی در کتاب تربیت فرزند آمده؟ لقمه حلال و حرام.

ما به قدری در عصر اقتصاد بازار آزاد تنفس کرده ایم، که حتی تصور اقتصادی چنین اخلاقی برایمان سخت و حتی ناممکن شده است.

من مدت هاست که به موضوعات این چنین فکر می کنم و برایم تبدیل به چالشی ذهنی شده است. برای ممکن شدن آن به نظرم و به قول بزرگان باکلاس این عرصه، باید پارادایم ها عوض شوند.

این تازه نمونه ساده ای است که برای ما اصلا قابل توجه نیست. وارد یک فروشگاه می شوید که آفف خورده است. یک قیمتی نوشته شده و خط خورده است، چرا؟ با این کار استاندارد هایی برای ما تعریف می کنند و بعد نسبت به آن استاندارد تخفیف می دهند و ما خوشحال می شویم که برد کرده ایم یا چیزی را می خریم که احتمالا به آن نیاز نداشته ایم.

وارد یک کافی شاپ می شوید در منو یک نوشیدنی ۱۰۰ هزار تومانی قرار داده شده و بقیه نوشیدنی ها نزدیک ۱۰ هزار تومان است. بررسی که می کنید می بینید این نوشیدنی ۱۰۰ هزار تومانی معمولا سرو نمی شود و هدف آن چیز دیگری است.

یک فسنجان ساز که اصلا نیاز شما نیست و من هم نمیدانم دقیقا چه کار می کند، را می بینید قیمتی که خورده مثلا ۵ میلیون تومان است. کنار این فسنجان ساز، یک فسنجان ساز ساده تر و تقریبا با همان قابلیت ها با قیمت یک میلیون تومان قرار می دهند. شما احتمال زیاد (۵۰ درصد مثلا) با یک مقایسه احساس می کنید با خرید فسنجان ساز یک میلیونی برد کرده اید و ۴ میلیون سود کرده اید!

کتاب خوبیست، بخوانید، حتی اگر هنوز فرزندی ندارید مثل ما. خیلی از مراقبت ها حتی قبل از ازدواج شروع می شود. من دسته بندی کتاب ها را نمی دانم ولی خودم می خواهم یک دسته بندی کنم. این کتاب، کتاب بنیادی است، ماهیگیری را یاد می دهد، اصولی که با آنها می توانید در شرایط مختلف طبق آن خودتان روش طراحی کنید برای تربیت فرزند. البته در کنارش کتاب های که خود ماهی را می دهند هم بد نیست. کتاب هایی که دستور العمل دارند برای شرایط و سنین و دوره های مختلف کودکی. ان شاالله بعدا معرفی خواهم کرد.

+ خیلی تلاش می کنم که سالم بمانم و بیشتر زنده بمانم. یکی از دلایلش این است که می خواهم فروپاشی نظام سیاسی و اقتصادی آمریکا و غرب را ببینم و نظام بعد از آن را. تماشایی خواهد بود. اگر فکر می کنید غیر ممکن و غیر قابل تصور است به تاریخ مراجعه کنید. دیر و زود دارد ولی …

یکی دیگر از دلایلش امید به دیدن حکومتی چنین اخلاقی.

 

جستارهایی در باب عشق نوشته آلن دو باتن

این از آن دسته کتاب هایی است که دوست دارم هدیه هم بدهم.  جستارهایی در باب عشق کتابی است که حداقل یک بار دیگر باید بخوانمش.

نویسنده در این کتاب روایت عشق دو نفر را نقادنه و البته هنرمندانه، تحلیلی و فلسفی بررسی و موشکافی می کند. و مانند یک جراح احساسات را جراحی و باز می کند و نسبت ها و ریشه های این احساسات را بررسی می کند. نسبت عشق و تقدیر گرایی، نسبت عشق و مارکسیسم! بله درست است انتظار یک کتاب عاشقانه تینیجری نداشته باشید.

نمی دانم در حق کدام جفاست ولی شاید بتوان گفت آلن دو باتن، جلال آل احمد و نادر ابراهیمی سوییسی هاست یا بر عکسش. من در این کتاب با تفکر عمیق آشنا شدم و کمی هم یاد گرفتم جور دیگر و عمیق تری نگاه کنم. نگاه نقادانه و تحلیلی فلسفی.

بارها برایم پیش آمد که تحلیل ها و نگاه ها به قدری برایم جذاب بود که بلند بلند برایم همسرم می خواندم و با زندگی خودمان تطبیق می دادیم و فکر می کردیم. این که ما تقدیر هم بودیم یا حاصل یک انتخاب کاملا منطقی؟ احتمال در کنار هم بودن مان را بررسی می کردیم؟!

بریده هایی از کتاب جستارهایی در باب عشق را در ادامه بخوانید و لذت ببرید. اگر کمی اهل کتاب باشید حتما از این کتاب لذت خواهید برد و جمله به جمله اش را مزه مزه خواهید کرد.

تقدیر گرایی –  ما در زندگی عاشقانه مان بیش از هرچیز به دست تقدیر نیازمندیم.اگر آرزو کنیم یا باور داشته باشیم(برخلاف تمام قوانین عصر روشنگری مان)که روزی دست تقدیر ما را برابر مرد یا زنی قرار می دهد که خوابش را می دیده ایم،آیا مرتکب گناه شده ایم؟آیا مستحق نیستیم،با گونه ای باور خرافی،آرزو کنیم سرانجام به موجودی بربخوریم که مرهم تمام رنج های ملال آور ما باشد؟


مارکسیسم – وقتی به کسی از موضع عشق یک طرفه نگاه می کنیم و به لذتی می اندیشیم که از بودن با او در بهشت برین به ما دست می دهد، ناخودآگاه نکته ای اساسی را فراموش می کنیم: این که اگر او هم ما را دوست بدارد، علاقه ما به چه سرعتی رنگ خواهد باخت. ما عاشق می شویم چون نیازمندیم با توسل به فردی آرمانی از دست خود فاسدمان برهیم. خب اگر این فرد روزی برگشت و متقابلا عاشق ما شد چه؟

  • (یک شوخی قدیمی از مارکست هست که گفته، باشگاهی که فردی مثل او را به عضویت بپذیرد لیاقت عضویت او را ندارد.
  • در هر رابطه ای لحظه ای مارکسیستی وجود دارد، لحظه ای که آشکار می شود عشق دو جانبه است. و راه حل آن بستگی به ایجاد تعادل میان عشق به خود و نفرت از خود دارد.

احتمالا آسان ترین افراد برای عاشق شدن کسانی هسند که درباره شان چیزی نمیدانیم . روابط عاشقانه ،هرگز به آن نابی خیالبافی های سفر های طولانی قطار نیستند ، که پنهانی فرد زیبایی را که روبرویمان نشسته و از پنجره بیرون را می نگرد ارزیابی کنیم و وقتی معشوق (خیالی) سرش را رو به داخل برگرداند و سر صحبت را با کنار دستی اش درمورد موضوع پیش پا افتاده ای مثل قیمت گران ساندویچ های قطار باز کرد ، یا بینی اش را با صدای بلند در دستمالی فین کرد قصه پایان بگیرد .


سرمایه داری مدرن – اس ام گریفیلد طی مقاله ای نوشته بود امروز سرمایه داری مدرن است که عشق را زنده نگه داشته است تا افراد را (وقتی که هیچ چیز دیگری به آنها هدف نمی دهد) هدفمند کند تا موقعیت شوهر، پدر وهمسر و مادر را اشغال کند و وادارشان کند هسته خانواده ای را تشکیل بدهند که نه تنها برای تولید مثل و روابط اجتماعی ضروری است، بلکه در کل برای حفظ نظم موجود توزیع و مصرف اجناس و خدمات نیز حیاتی است و بدینوسیله کل آن را به عنوان چرخه ای متحرک حفظ کند.


  • هر کسی ما را به حس دیگری از خودمان تبدیل میکند، چون ما کمی تبدیل به چیزی می شویم که انها فکر می کنند هستیم، “خود” ما می تواند به آمیبی تشبیه شود که دیواره های بیرونی اش نرم و منعطف است، و در نتیجه با محیط اش تطبیق می یابد.
  • اگر فیلسوف ها به گونه ای سنتی همواره زندگی مبتنی بر منطق را توصیه، و زندگی بر مبنای هوی و هوس را نفی کرده اند، علتش این است که منطق بستر تداوم است. برخلاف رمانتیک ها، فیلسوف ها اجازه نمی دهند تمایل شان دیوانه وار …

جستارهایی در باب عشق نوشته آلن دو باتن | حدود ۲۰۰ صفحه

یکی از کارهایی که خیلی دوست دارم این است که کتاب فروش سیار شوم. یک ون فولکس از این قدیمی ها بردارم و پر کتاب ش کنم و بروم در کوچه و خیابان های شهر های ایران – هر چه از پایتخت دورتر بهتر – دوره بیفتم و یک بلندگو بگیرم و مردم شهر را صدا کنم:

خانه دار بچه دار کتاب داریم.

کتاب های قشنگ، کتاب های خوندنی. ادامه مطالعه …

شاید داعش تمام شود. ولی خیلی طول نمی کشد که گروه دیگری مانند داعش به وجود می آید. از این رو شناخت این تفکر ضروری به نظر می رسد.

داعش چگونه به وجود آمد؟

چه اتفاقی می افتد که یک نفر داعشی می شود؟ آن هم کاملا عقلی، قانع می شود، راضی می شود.

چرا خیلی از جوانان اروپایی جذب داعش شدند؟

برعکس چیزی که احتمالا فکر می کنید داعش خیلی افکار جذابی دارد. اگر جذاب نبود این طور جذب  داعش نمی شدند. تسلطی که داعش به قرآن داشت اکثریت ما نداریم.

ادامه مطالعه …

چند سال پیش به همراه خانواده ام در فرانسه مشغول رانندگی بودم، مجذوب صدها گاوی شديم که در مرتع زیبایی در کنار جاده می چریدند. از پشت شیشه اتومبیل، به این منظره چشم دوختیم و از این همه زیبایی لذت می بردیم.

گاوها پس از مدتی که آن ها را می بینید، خسته کننده می شوند. ممکن است گاو های بسیار خوب و جذابی باشند، گاو هایی خوش اخلاق یا سالم تر، اما باز کسالت آورند. ولی یک گاو بنفش می تواند جالب باشد. (گاو بنفش / ست گادین)

رقابت برای جلب توجه هیچ وقت تا این حد خونین نبوده است. مدیران رسانه ای

ادامه مطالعه …

ابن مشغله
ما بدون زنان خوب مردان کوچکیم.

ابن مشغله داستان ندارد، فراز و فرود خاصی هم ندارد. چیزی که در این داستان مهم است مسیر است. نکات و تحلیل ها و رفتار ها و… که با آرایش زیبای کلمات و توصیفات مخصوص نادر ابراهیمی خیلی خواندنی می شود. خیلی راحت و روان و ساده و در عین حال قوی و دلنشین. ابن مشغله داستان شغل عوض کردن های نادر ابراهیمی است. دلم نمی آید خیلی حرف بزنم. چند قسمت از کتاب و جملات را که دوست داشتم در ادامه آمده است.


?کافی است که زن بگوید :« من از این وضع خسته شده ام. چقدر بی پولی ؟چقدر خجالت ؟ چقدر نمایش و تظاهر به شرافت ؟ آخر شرافت را که نمی شود خورد، نمیشود پوشید، نمی شود تبدیل به اسکناس کرد و کرایه خانه داد. تنها به فکر خودت و نجابت نباش . ما به آسایش احتیاج داریم. ماهم آدمیم. به خاطر ما از این همه خودخواهی بگذر. روزگار اینطور است. همه اینطورند.»
در این صورت لرزیدن قطعی ست . و احتمال فراوان سقوط وجود دارد_البته اگر زن و بچه ات را واقعا دوست داشته باشی.
و زن میتواند با لبخندی آرام و مهربان بگوید :« می گذرد همه چیز درست می شود. تو راه درست را انتخاب کن ، فکر نان و کرایه خانه نباش. زندگیمان را کوچک تر می کنیم ، می رویم توی یک اتاق زندگی می کنی

ادامه مطالعه …

آقا نیا

مهر ۲۲

[vc_row][vc_column][vc_column_text]”کمی دیرتر” حکایت زندگی جوان منتظر امروز است. او که هر روز می گوید یابن الحسن کجایی… اگر همین الان ظهور اتفاق بیفتد و یکی را بفرستند پی تو! آماده ای یا بهانه می آوری؟ پایان نامه ام مانده! ترم آخرم بذار این یه ترمو تموم کنم! جناح و موضع سیاسی آقا؟ قسط و اجاره خونه دارم بذار ۲-۳ ماه دیگه و هزار ویک بهانه دیگر.

ایده اصلی کمی دیرتر قشنگ است و تو را به فکر می برد و این خیلی خوب است. ولی من سبک روایت نویسنده را خیلی نمی پسندم. خیلی خلاصه بگویم اسد در این کتاب مامور می شود افرادی را که خیلی زمینه انتظار مدعی اند و زیر پرچم امام عصر سینه می زنند دعوت کند برای سربازی آقا. در ادامه  دو نمونه از این دعوت ها و واکنش ها را بخوانید[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row] ادامه مطالعه …

نمی شود این کتاب را شروع کنی و به این راحتی کنار بگذاری. سخت است تمامش کنی، چون آخرش را میدانی.
نامیرا داستان زندگی خیلی هاست. داستان دو راهی ها. داستان انتخاب ها. به امامت به پسر پیامبر نامه می نویسی که بیایید، شهر در انتظار شماست، مردم در انتظار شمایند، دل ها آماده شده است، از ظلم حاکم به ستوه آمده اند. امام تسلیم ترین یارش (مسلم) را می فرستد…

?من اما هنوز نمی توانم حق را از باطل تشخیص بدهم، انگار ۱۴۰۰ سال پیش هم رسانه وجود داشته، و با قدرت تمام اخبار غلط پخش می کنند و من که هنوز دلم را صاف نکرده ام، دل می دهم به اخبار غلط، حساب کتاب می کنم، خیلی منطقی، آورده ها و از دست رفته های همراهی با امامم را حساب میکنم، دل خوشم به اینکه چقدر منطقی شرایط را تحلیل می کنم…
چه چیز دنیا من را این چنین می تواند فریب بدهد؟ کجای کارم ایراد دارد؟ ماشین حسابم چرا درست جمع و تفریق نمی کند؟ چه می شود آن که نامه ننوشت و مخالف نامه نوشتن و دعوت امام بود و منطقی هم فکر می کرد و ظاهرا با حاکم همرامی می کرد، وقتی پای جان دادن برای حق می رسد، درنگ نمی کند، آنگونه که آخر داستان امام منتظر دیدنش بود، چه می شود؟

?هنوز منطق درست را پیدا نکرده ام. با منطقی که من می روم با عمق نگاهی که من دارم سر از دفتر حاکم غاصب در می آورم.
شاید اگر منطقم را بر مدار قران و عترت تنظیم کنم، شاید اگر چارچوب نگاهم را عوض کنم، شاید اگر دنیا را گذرگاه ببینم بهتر بتوانم تحلیل کنم، بهتر بتوانم فکر کنم، بهتر بتوانم انتخاب کنم.

صحرای کربلای، صحرای انتخاب هاست. وگرنه حق و باطل مشخص است، اگر حق پذیر باشیم.

#معرفی_کتاب